پارسی71

X
تبلیغات
رایتل
sms - پارسی71
خله خله خش بیمونی

ینر

درباره من
تصویر وب
description ادامه...
جستجو
تقویم
فروردین 1396
شیدسچپج
1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31
@caption
تبلیغات

بنر


این روزا ریاضیم خیلی ضعیف شده

نمیدونم چرا

ولی دیگه نمی تونم آدم حسابت کنم !

.

.

.

به یارو میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟

میگه معلوم نیست ماشینو زدم تو دیوار ، سروان رفته تو کما

منتظرم برگرده ببینم چی میشه !

.

.

.

سفارش یارو به فرزندش :

برو مسجد هم نمازت رو بخون هم کفشاتو عوض کن !

.

.

.

بگذار قلم را به غزل بسپارم

شاید گره ای باز شود از کارم

پرسید: مگر تو هم غزل می گوئی؟

گفتم: په نه په! فقط رباعی دارم !

.

.

.

توجه :

ظرفیت کوچه علی چپ پرشده است

لطفا دنبال کوچه ی دیگری باشید !

.

.

.

هرلحظه زند نفوس بد، مادرزن / باشد همه نقش خود بلد، مادرزن

یک بشکه عسل هم نـَبـُود کارگشا / درمشکل حل یک عدد مادرزن!

.

.

.

باید دل من بسوزد و دل بشود / تا این که مقابل تو قابل بشود

من شعر سروده ام فقط، شرمنده / در وصف تو باید آیه نازل بشود!

.

.

.

یارو از باباش میپرسه ، بهترین پسرِ دنیا رو داشتن چه حسیه؟

گفت نمیدونم برو از مادر بزرگت بپرس!

.

.

.

اون یه دونه یوسفی هم که برگشت به کنعان اش

استثنا بود ! تو غمت روبخور !!

.

.

.

اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد ،خاک بر سرم !

اگه تو اونی که دلم میخواد ، حتماً خرم !

.

.

.

این قدر که گیج می زنم بعد از تو / خود را به خلیج می زنم بعد از تو

تو جام شراب می زنی بعد از من / من آب هویج می زنم بعد از تو !

.

.

.

پسر: عزیزم امروز میای خونه ما باهم درس بخونیم؟

دختر: نمی‌شه، باید درس بخونم !

.

.

.

یه راه خوب برای فراموش کردن اونیکه دوستش داری

ولی به هر دلیلی باید فراموشش کنی

سراغ داری !؟!؟

.

.

.

مشتری: این کت چنده؟

فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان

مشتری: وای! اون یکی چنده؟

فروشنده: وای وای!!

.

.

.

یارو یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید:

شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی که توی کرج

سر کوچه چراغی مأمور بود؟

پسر گفت: چرا!؟ یارو گفت: ببخشید! پس حتما عوضی گرفتم !

.

.

.

دخترها تو زندگی شون جز شوهر چیزی نمی خوان

ولی به شوهر که رسیدن همه چی می خوان !!

.

.

.

بعضی‌‌ها علاوه بر”کودک درون” یک عدد “کرم درون” هم دارن

که بعضی‌ وقتا “بعضی‌کار ها” رو میکنه که نباید بکنه ….!!

.

.

.

پدر به دختر :

دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی ؟؟

دختر : دارم ماهو میبینم بابایی !

پدر : پس بی زحمت به ماهت بگو ماشینشو خاموش کنه ، صداش نمیذاره بخوابیم!

.

.

.

زنه شوهرشو میبره دکتر

دکتر به زنه میگه: خانم، نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه

باید خوب غذا بخوره، هرچی که میخواد براش فراهم بشه

و برای ۱ سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی

حتی سر طلا و سکه و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشن.

تو راه برگشت مرده میپرسه: خانم دکتر چی گفت؟

زنه میگه : هیچی، گفت تو هیچ شانسی برای زنده موندن نداری!

.

.

.

مکالمه دو پسر :

پسر اول: چقدر خپل شدی مرتیکه …

شبیه خرسای قطبی شدی الاغ….

کمتر بخور ، از صبح تا شب مثل گاو آت و آشغال میخوری

معلومه انقدر دایره میشی دیگه …

پسر دوم : خفه شو عوضی. حرف تو زر مفت هم نیست

( محکم تر شدن دوستی بین دو پسر و تموم شدن مکالمه با خنده )

مکالمه دو دختر :

دختر اول: خوشگلم یه مقدار تپل شدی ولی بهت میاد عزیزم …

دختر دوم: تو هم دماغت بعد عمل یه ذره زیادی کوچیک شده ولی بازم خوشگلی نانازم

( از فردای روز مکالمه هیچ رابطه ای بین دو دختر مشاهده نشده )

.


چاپ یادداشت ا تاریخ: یکشنبه 28 اسفند 1390 ساعت: 10:29 ب.ظ

--------------------------------------------------------------------------
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد


بازدید
تعداد بازدیدکنندگان : 540832
@caption
مجتبی (5624) 
ساسان (624) 
هدیه (1196)