X
تبلیغات
نماشا
رایتل

گنج یابی وکشف عتیقه

گنج یابی ودعاوطلسم

تنهاراه

از من که دنیاتم می گذری و می ری
شاید چیزی شده شاید که دل گیری
رویا شده واسم که بگی شوخی بود
رفتن و تنهایی همش یه بازی بود  
تو میگی راهی نیست این اخرین حرفه
دل عجول من منطق نمی فهمه
بساز یه کم با دل شاید بشه بازم
با ریتم نگاهت کوک شه نت سازم
یادت رفته انگار دنیای زیبامون
کارم شده هر روز بگم نرو...بمون
قصه ی احساس و دیگه نمی فهمی
باور شده واسم تو خیلی بی رحمی
سهمی نداشتم من از قلب و احساست

گفتی جدا میشی اینه تنها راهت




برچسب‌ها: تنهاراه، شعر
تاریخ ارسال: دوشنبه 15 مهر 1392 ساعت 05:20 ب.ظ | نویسنده: ساسان | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد