پارسی71

X
تبلیغات
رایتل
ورود امام زمان اکیدا ممنوع! - پارسی71
خله خله خش بیمونی

ینر

درباره من
تصویر وب
description ادامه...
جستجو
تقویم
فروردین 1396
شیدسچپج
1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31
@caption
تبلیغات

بنر



یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند 

 

 هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند 

 

 لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود... 

 

 برای عروس مهم بود که چه کسانی حتما در عروسی اش باشند  

 

 

 از اینکه فلانی سفر بود و به عروسی نمی رسید خیلی خیلی دلخور بود کاش می آمد ... 

 

 خیلی از کارت ها مخصوص بودند. مثلا فلان دوست و فلان رئیس ...  

 

خودش کارتها را می برد با همسرش! 

 

 سفارش هم میکرد که حتما بیایند اگر نیایید دلخور میشوم دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد. 

 

 همه باشند و خوش بگذرانند تدارک هم دیده بود آهنگ و ارکست هم حتما باید باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها!!!؟  

 

بهترین تالار شهر را آذین بسته ام چند تا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود 

 

 آخر شوخی نبود که شب عروسی بود 

 

 همان شبی که هزار شب نمیشود 

 

 همان شبی که همه به هم محرمند 

 

 همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمام مردان شهر محرم میشود!!!!!!! 

 

 این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم 

 

 همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست  

 

آهان یادم آمد. این تالار محضر خدا نیست!  تا می توانید معصیت کنید 

 

 همان شبی که داماد هم آرایش میکند! 

 

 همه و همه آمدند...  حتی 7پشت غریبه اما ..................... 

 

 کاش امام زمانمان "عج" بود حق پدری دارد بر ما... مگر می شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

 

مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید (آخه امامان پدر معنوی ما هستن) 

 

 عروس برایش کارت دعوت نفرستاده بود واصلا  منتظرش که هیچ حتی به فکرش هم نبود، اما آقا آمده بود

 

 

 به تالار که رسید سر در تالار نوشته بودند: (ورود امام زمان"عج" اکیدا ممنوع!)  

 

دورترها ایستاد و گفت:دخترم عروسیت مبارک!  

 

ولی ای کاش کاری میکردی تا من هم می توانستم بیایم... دخترم من آمدم اما ....  




افسوس که بعضی ازما خدارو فراموش کردیم


آثاروفوایدیادخدادرلینک زیر:


http://asemanemanoto.blogfa.com/cat-75.aspx



برچسب‌ها: وروداما زمان اکیداممنوع، داستان زیبا، مذهبی
چاپ یادداشت ا تاریخ: سه‌شنبه 16 مهر 1392 ساعت: 02:59 ب.ظ

--------------------------------------------------------------------------
نظرات (1)
سه‌شنبه 16 مهر 1392 ساعت 03:31 ب.ظ
آفـــرین ذکر منبع!

ولی راستش خودم اینو از یه وبلاگی دزدیده بودمــــــــــــ

ولی انقدر خوب بود که دلم نیومد منبعش رو ذکر کنم!!!
امتیاز: 1 0
پاسخ:
خواهش
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد


بازدید
تعداد بازدیدکنندگان : 540774
@caption
مجتبی (5624) 
ساسان (624) 
هدیه (1196)