X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

گنج یابی وکشف عتیقه

گنج یابی ودعاوطلسم

سوال زیبا؟

پسر همسایه طبقه ششمی آمده است تا دخترک بهاری را ببیند و با او بازی کند

10 سال دارد و هیکل گرد و سادگی رفتارش من را به شدت یاد "هاردی"، دوست داشتنی ترین کپل دنیا می اندازد

کمی که با دخترک بازی میکند، رو به من با یک لحن جدی و پرسشگرانه میگوید: بلاخره معلوم نشد این بچه شما دختره یا پسر؟

از حیرت دهانم باز می ماند و سعی میکنم فکم را جمع و جور کنم که روی فرش نیوفتد

می مانم که چه جواب بدهم

بلاخره می گویم: خوب معلومه که دختره. از قبل از دنیا اومدنش هم معلوم بود دختره

از تعجب چشمهای معصوم و ساده اش گرد می شود. توی فکر می رود و با فیلسوفانه ترین لحن ممکن میگوید: از کجا فهمیدید دختره؟

رسما کم می آورم. کلمه ها توی سرم رژه می رود اما انگار لال شده ام و نمیدانم چه باید بگویم. فکم که کاملا روی زمین پهن شده و دارد به زیر زمین می رسد

با تته پته و حواس پرتی میگویم: خب معلومه دیگه. یه نگاه به لباساش بکن. پتو و کفشش رو ببین. همه شون صورتی هستن دیگه. اگر دختر نبود که وسایلش صورتی نمیشد

نفسش را با خوشحالی بیرون میدهد و ریز بینانه میگوید: حق با شماست. تا حالا به این موضوع توجه نکرده ام



پ.ن 1: این ماجرا مربوط به دو ماه قبل است

پ.ن2: اگر من مادر پسر همسایه طبقه ششمی بودم، از این فرصت برای توضیح مسائل جنسی استفاده میکردم. حیف که مادرش نبودم و توضیح درباره این موضوع مهم در حیطه اختیارات من نبود

برچسب‌ها: جالب، خاطره
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 2 آبان 1392 ساعت 01:15 ق.ظ | نویسنده: هدیه | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد