آموزش گنج یابی وکشف دفینه

X
تبلیغات
رایتل
عاقبت دروغ - آموزش گنج یابی وکشف دفینه
خله خله خش بیمونی

ینر

درباره من
تصویر وب
description ادامه...
جستجو
تقویم
فروردین 1396
شیدسچپج
1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31
@caption
تبلیغات

بنر






باب و استیو روزها بدون اب و غذا تو بیابون گم شده بودند که ناگهان از دور چشمشون به مسجدی افتاد!

باب گفت خدارو شکر الان میریم اونجا،  

باید بگیم اسم من محمده و اسم تو هم احمد! اینطوری به غذا میرسیم!

استیو گفت من اسممو عوض نمیکنم من همون استیو می مونم!

رفتند تو مسجد و شیخ دیدشونو پرسید اسمتون چیه؟

باب گفت اسم من محمده!

استیو هم گفت اسم من استیوه!

شیخ میگه بچه‌ها برای استیو آب و غذا بیارین،

و تو محمد، رمضان مبارک پسرم!!


برچسب‌ها: عاقبت دروغ، اسلام، داستان زیبا، بدهای دروغ
چاپ یادداشت ا تاریخ: یکشنبه 5 آبان 1392 ساعت: 12:15 ب.ظ

--------------------------------------------------------------------------
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد


بازدید
تعداد بازدیدکنندگان : 534546
@caption
مجتبی (5624) 
ساسان (624) 
هدیه (1196)