X
تبلیغات
نماشا
رایتل

گنج یابی وکشف عتیقه

گنج یابی ودعاوطلسم

سوتی


چندروز پیش پسرخالم خونمون بود. کوچیکه، ۷-۸ سالشه
یه بره عروسکی داداش کوچیکه داره گذاشته بود رو اوپن. 

 
شب بعد شام همه نشسته بودیم، این پسرخالم رفته بود رو اوپن داشت با این بره  ور میرفت
یه دفعه داداشم از تواتاق داد زد: علی با اون بازی نکن پشماش میریزه
مشکل اینجا بود که اگه من از خنده نمیمردم هیشکی دقت نمیکرد به حرفش و آب از آب تکون نمیخورد

تاریخ ارسال: دوشنبه 6 آبان 1392 ساعت 01:01 ب.ظ | نویسنده: ساسان | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد