X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

گنج یابی وکشف عتیقه

گنج یابی ودعاوطلسم

استمناء ؛ استشهاء = (خودارضایی)


موضوع : استمناء ؛ استشهاء = (خودارضایی)

-          سوال : اگر مردی با خودش کاری کند که جنب بشود انجام آن کار چه حکمی دارد.

جواب: این عمل استمناء نام دارد و حرام است.

-          سوال : حکم استمناء چگونه است؟  

-          و اگر شخصی به دلیل نا آگاهیهای ابتدای بلوغ دچار این بلا شده باشد چگونه باید این عادت زشت را ترک کند؟ و حکم این عادت چگونه است؟

جواب: استمناء حرام است و عواقب بدی دارد.

هرگاه از مجالس نامناسب و دوستان ناباب و تماشای فیلم ها و عکس های مبتذل اجتناب کند و بطور منظم ورزش نماید و خود را به خدا بسپارد موفق به ترک آن خواهد شد. کتابی در این زمینه بنام مشکلات جنسی جوانان نوشته ایم مطالعه فرمائید.

سوال : درموردکفاره استمناء توضیحاتی بدهید

جواب: استمناء کفاره ی خاصی ندارد، همینکه از انجام چنین عملی توبه کنید و گذشته را با اعمال نیک آینده جبران نمائید، انشاءالله مشمول عفو الهی خواهید شد.

و پاسخهایی چون :

-          استمناء از گناهان کبیره محسوب می شود و حرام است و عواقب نامطلوبی در دنیا و آخرت دارد. و هیچ کسی مجبور به این کار نمی شود زیرا اگر از عوامل تحریک مانند ملاحظه فیلم های بدآموز و دوستان بد و مجالس بد پرهیز کند مجبور به این کار نخواهد شد.

-          استمناء حرام است. آیهء شریفهء (والذین لفروجهم حافظون الاّ علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم) و همچنین روایتی که در باب حدود وارد شده که علی علیه السلام جوانی را که مرتکب این کار شده بود تعزیر نمود.

-          استمناء مطلقاً حرام است چه برای مرد چه برای زن.

و ...

برای مشاهده پرسش و پاسخ های مشابه به آدرس زیر مراجعه کنید : (استفتائات آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی )

مقدمه

و اما عمل استمناء و یا استشهاء چیست ؟

چه مضرات و یا احیاناً فوایدی دارد ؟

روشهای مبارزه و پیشگیری از آن چیست؟

و ...

-          در این مقاله ی تحقیقی سعی میکنیم بسیار خلاصه و مفید به شما عزیزان اطلاعاتی درباره این عمل بدهیم تا خود تصمیم بر پیشگیری، ترک یا ادامه ی آن گیرید.

-          توجه آنکه، حتی اگر تا به حال مرتکب به این عمل نشدید، خواندن این مقاله جهت پیشگیری لازم است، و اگر آن را به کلی رها کرده اید بد نیست اطلاعاتی داشته باشید تا شاید بتوانید کسی را مثل خود از این منجلاب بیرون بکشید.

-          در این مقاله سعی میکنیم با طرح سوالاتی و پاسخ به آنها در یک قسمت و ارائه نظرات دینی و پزشکی و ارائه ی راه کارهای پیشگیری و ترک آن به شما اطلاعاتی دهیم.

-          باشد که مفید باشد ...

انشاءالله

احسان تقوی منفرد

ااستمناء به چه معناست ؟

-          ستمناء بر وزن استفعال است و در عربی استفعال یک مصدر است که بر معنای طلب چیزی را کردن است، برای مثال استفراغ بر معنای طلب فرغ (آسودگی و راحتی، فارغ شدن از کاری و یا چیزی) دلالت دارد، یعنی معده طلب خالی شدن و فارغ شدن میکند.

استمناء نیز طلب منی است، یعنی زمانی که فرد مذکری استمناء میکند طلب میکند تا منی وی (بصورت غیر طبیعی) خارج شود.

آیا این عمل مختص به مردان است ؟

-          پاسخ قطعی این پرسش منفی است، یعنی بر زنان نیز دلالت دارد، اما در خصوص جنس مونث این عمل به استشهاء معروف است.

استشهاء (که باز بر وزن استفعال است) به معنای طلب شهوت است، زیرا از جنس مونث هنگام مرتکب شدن بدین عمل مایه ای خارج میشود که غیر منی است و توجه آنکه حکم دینی آن همان گناه کبیره است و تفاوتی با استمناء در جنس مذکر ندارد.

آیا این عمل (که ما از اینجا به بعد با لفظ استمناء بکار می بریم) یک نیاز جنسی نیست ؟

-          شاید تصور شود که این عمل یک نیاز جنسی است آن هم در زمانی که انسان به سن بلوغ رسیده و حس شهوت در وی برانگیخته میشود و راهی جز استمناء نیست؛ اما باید توجه کرد که این عمل نه تنها نیاز جنسی نیست بلکه یک انحراف جنسی است، انحراف جنسی از آن نظر که نیازی به باید به درستی و از راه صحیح برطرف شود، از طریق این عمل بصورت نادرست برطرف شده و ضرباتی، گاه غیر قابل جبران به بار می آورد. (در این مورد در پایین – قسمت نظرات پزشکی – بیشتر توضیح میدهیم. )

اصولاً این عمل چگونه شروع میشود ؟

-          شروع این عمل از سن بلوغ جنسی است، که در جنس مذکر و مونث متفاوت است ...

پس از آنکه انسان به سن بلوغ رسید، با دیدن تصاویر، فیلم و مواردی که حس شهوت او را تحریک کند قدم به مرحله ای میگذارد تا این نیاز را حال که تحریک شده است بر طرف سازد.

پس با این عمل به گونه های متفاوت آشنا میشود، سپس به دلیل اکراه فطری از این عمل (عمل گناه کلاً) به ملاعبه (بازی با خود) میپردازد، ملاعبه ای که در مرحله ی نخست با اکراه است و سپس به لذت تبدیل مشود.سپس خواه ناخواه انسان دست به عمل استمناء برمیدارد که خود این عمل نیز به 3 مرحله ی متفاوت تقسیم میشود :

1-     عمل

2-     حالت

3-     عادت (خطرناکترین مرحله)

آیا این عمل اعتیادآور است؟

-          پاسخ این پرسش قطعاً مثبت است و زمانی که انسان مرحله ی اول (عمل) را انجام دهد به ناچار قدم به مرحله بعدی (حالت) میگذارد و سپس قدم به خطرناکترین مرحله ی آن (عادت) میگذارد و از اینجاست که انسان بدین عمل ناپسند معتاد شده است و مانند جملگی ترک اعتیادها، ترک این اعتیاد نیز دشوار ولی ممکن است.

آیا این عمل زیانی نیز دارد؟

-          قطعاً آری، این عمل نه تنها هیچ فایده و سودی ندارد بلکه سرشار از ضرر و زیان است، که میتوان به ریزش موهها انزال زودرس و عدم تمرکز و ... اشاره کرد.(در بخش نظرات پزشکان بصورت کامل توضیح داده ایم)

آیا این عمل درمانی دارد؟

-          در پاسخ باید بگوییم که آری، که در انتهای این مقاله به آنها به طور مفصل اشاره میکنیم.

آیا عواقب این عمل قابل جبران است؟

-          بدلیل آنکه این عمل در سنین بلوغ و جوانی انجام می شود اغلب عواقل آن بدلیل طراوت و جوانی بدن خود به خود منقطع میشود اما همان طور که اشاره شد اغلب این موارد (دقت شود)

چندین بار تصمیم بر ترک گرفته ام اما باز نتوانسته و تصمیمم را شکسته ام، چه کنم؟

-          هرچند تصمیم خود را شکسته اید، اما توجه داشته باشید که تصمیم بر ترک این امر، حتی شکستن آن تاثیر خود را میگذارد و شما در امر یاری میدهد. (توضیحات بیشتر در بخش روش های درمانی)

میدانم دیگر نمیتوانم ترک کنم، به کلی ناامیدم، چه کنم ؟

-          آیا شما  در مقابل پدر یا مادر یا اقوام و نزدیکان نیز این عمل را انجام میدهید؟ قطعاً خیر، پس شما هنوز هم میتوانید ترک کنید.

 آیا مضرات این عمل به دلیل تلقین نیست؟

-          موارد بسیار زیادی را داشته ایم که حتی نمیدانستند که این عمل شنیع چه عواقبی دارد و به عواقب آن دچار شده اند و این مورد خط بطلانی بر این موضوع میکشد.

در اینجا نظر و عقیده دو مرجع اساسی را مورد بررسی قرار میدهیم :

-          عقیده ی مراجع و صاحب نظران دینی و دین اسلام در این مورد

-          عقیده ی پزشکان در این مورد

*** نظر مجتهدین و نظر دین در این مورد ***

-          طبق گفته ی و نظر تمامی مجتهدان و علمای دینی این عمل چه برای مردان (استمناء) و چه برای زنان (استشهاء) حرام است و از گناهان کبیره است؛ هرچند گناه این عمل ناپسند با اعمالی چون لواط (هم جنس بازی) و زنا (مخصوصاً زناء محسنه) برابری نمیکند اما لازم به ذکر است که بدانیم گناه کبیره بودن چیز ساده ای نیست که از کنار آن به سادگی بتوان عبور کرد ...، از میان ایشان مرحوم آیت الله دستغیب در کتاب خویش (گناهان کبیره) فصلی را پیرامون این عمل ناپسند گشوده است.

-          از نظر شرعی، ملاک کبیره بودن یک عمل، وعده عذاب از جانب پروردگار می باشد، در این زمینه امام صادق (ع) و در ضمن روایتی از عذابی دردناک برای فاعل آن خبر داده است؛ آن حضرت(ع) فرموده است: سه دسته از مردمان اند که خدای متعال در روز قیامت به ایشان نگاه رحمت نمی افکند،  آنها را تذکیه نمی نماید و عذابی دردناک برای ایشان فراهم نموده است ، کسی که موی سپید خود را می کند ، کسی که با خود نکاح (استمناء) می نماید و کسی که مفعول واقع می شود.
 به فرض صغیره بودن گناه خود ارضایی در صورت عدم تکرار، ملاک دیگر کبیره بودن گناه، تکرار و به تعبیر روایات اصرار بر آن است ، به همین دلیل چون به طور معمول، خود ارضایی، در افرادی که به آن گرفتارند ، به صورت عادت و اعتیاد در می آید ، تبدبل به گناه کبیره می شود.
 البته حرمت و بزرگی گناه خود ارضایی در حد گناهانی همچون زنا و لواط نیست، ولی در عین حال شرایط آن به گونه ای است که می توان گفت: ضررهای بدنی و روانی آن از این دو معصیت بیشر است ؛ زیرا موقعیت برای آنها همیشه مهیا نیست، ولی موقعیت برای خود ارضایی و عادت به آن همیشه مهیا می باشد.

-          نکته ی دیگر آنکه این عمل هیچ گونه کفاره ای ندارد و دین راهی جز توبه برای بازگشت قرار نداده است.

-          برای اطلاعات بیشتر پیرامون این موضوع میتوانید به ابتدای همین مقاله جهت آشنایی با نظرات آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی مراجعه و یا به آدرس زیر مراجعه فرمائید :

-          قبل از آنکه به سراغ نظرات پزشکان پیرامون این مورد بپردازیم، توجه شما را به نامه های ارسالی توسط مبتلایان به این عمل ناپسند جلب می نماییم :

 

* نامه اوّل

مشکلى که من از آن رنج مى برم و نزدیک است مرا هلاک کند راجع به امور جنسى و تمایلاتى است که ذیلاً برایتان تشریح مى کنم.

جوانى هستم 23 ساله و محصل، از روزى که پا به دایره بلوغ گذاشتم بر اثر نداشتن تربیت صحیح و عدم مراقبت و بى اطلاعى به «یک نوع انحراف جنسى» مبتلا شده ام و «بدبختانه» هفت سال آن را ادامه داده ام!

اکنون به این بلاى خانمانسوز مبتلا هستم و هر چه در ترک آن کوشیده ام نتیجه اى نگرفته ام، ضررهاى آن را علاوه بر این که در کتاب هاى فارسى مطالعه نموده ام در بدن خود نیز مشاهده مى کنم: چشمم ضعیف شده، ضعف اعصاب، کم خونى، لرزش بدن، لاغرى و پژمردگى مرا بیچاره کرده است!

وقتى قلم به دست مى گیرم قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را بر زمین مى گذارم تا وقتى کمى دستم قدرت پیدا مى کند دوباره مى نویسم!

ایمان ضعیفى در من وجود دارد، و با وجدانم دست به دست هم داده مرا سرزنش مى کنند.

ناچار در گوشه اى مى نشینم و تا مى توانم گریه مى کنم که چشمانم سرخ مى شود، خلاصه بیچاره و بدبختم و دادرس و فریادرسى ندارم!!...

شاید مایل باشید بدانید چرا با این که ضررهاى آن را مشاهده مى کنم آن را ترک نمى نمایم؟

در جواب خواهم گفت امروز ترک این کار (تقریباً) از نظر من محال است. هنگام تحریک شدن، اراده از من سلب مى شود بعد که به خود مى آیم کارم گریه است!...

گاهى به خدا التماس مى کنم و به درگاه امامان(علیهم السلام)متوسّل مى شوم... امّا هر چه التماس مى کنم کمتر نتیجه مى گیرم.

گاهى با خود فکر مى کنم مگر خدا و ائمه اطهار به افراد ناپاکى چون من توجّه ندارند؟!... ما درماندگانى، که حتّى به نزدیک ترین خویشان نمى توانیم درد دل خود را بگوییم دامن چه کسى را باید بگیریم؟

کاسه صبرم لبریز، و جانم به لب رسیده، به من رحم کنید و راه نجاتى به من معرّفى نمایید اگر دستور طبى در نظر دارید به من اطّلاع دهید. و ...

* نامه دیگر

«... شما را به خاطر جهاد مقدّسى که براى هدایت جوانان آغاز کرده اید مى ستایم... چه براى من واضح است که ایده شما بر خلاف عدّه زیادى از نویسندگان مطبوعات (اگر بشود به آنها نویسنده گفت) خوشبختى جوانان است.

بارى جوانى هستم 17 ساله و محصل سال چهارم دبیرستان که در تمام دوران ابتدایى شاگرد ممتاز بوده ام، ولى به عللى که خودتان خیلى خوب مى دانید به محض رسیدن به دوران پرآشوب بلوغ به یک دام افتادم.

البتّه این منحصر به من نیست عدّه اى از همسالان من نیز به این دام افتاده اند.

در کلاس اوّل دبیرستان مبتلا به «یک نوع انحراف» شدم در عرض این چهار سال مقدار فراوانى از قواى فکرى خود را از دست داده ام. ده ها بار توبه کردم. ولى روز به روز ضعف نفس من زیادتر شده.

اکنون به طورى که خودم حس مى کنم قسمت هاى عمده بدن من یعنى قلب و اعصابم دچار خلل شده، و بدتر از همه اراده ام را نیز به مقدار زیادى از دست داده ام، دائماً احساس حقارت مى کنم، خیلى کم حرف مى زنم، ورزش نمى توانم بکنم و حتّى به میهمانى هاى خانوادگى نیز نمى روم!...

به خوبى مى دانم که آینده خوبى نخواهم داشت... این قدر بى اراده شده ام که ترک این «عمل خطرناک» برایم کارى مشکل شده است...

علت چیست؟ علت این است که عکس هاى زنان برهنه در دست همسالانم زیاد دیده مى شود.

فیلم هاى منحرف کننده و سکسى تنها سرگرمى ماست و کتاب هاى مزخرف با نازل ترین قیمت در دسترس ما قرار دارد.

مرا راهنمایى کنید. به من بگویید چطور مى توانم از این درد «کشنده» خلاص شوم؟!...».

* نامه سوّم

«... آیا از وضع جوانان و درد دل هاى ما آگاهى دارید؟...

آیا مى دانید عدّه اى از جوانان دست به جنایت بزرگى مى زنند و گرفتار انحرافاتى هستند؟...

چندى پیش در خیابان ثریاى «یزد» مى گذشتم ناگهان چشمم به جوانى افتاد که سن او در حدود 25 سال بود، بدنى بى حس و چشمانى نابینا داشت در حالى که دست او در دست براد کوچکش بود، از خیابان مى گذشت.

من از چرخ پیاده شدم و از برادرش که با هم آشنا بودیم پرسیدیم این کیست؟ گفت این برادرم است، مات و مبهوت انگشت بر دهان گذاشتم...

گفتم چرا برادرت به این روز افتاده؟ گفت تا 20 سالگى هیچ عیبى نداشت، ولى بر اثر اعتیاد به «یک نوع انحراف جنسى» چند سال است که چشمش نابینا شده...

بدبختانه باز دست بردار نیست... تقاضا مى کنم هر چه زودتر زیان هاى این جنایت و راه علاج آن را براى ما «جوانان»

تشریح کنید، چه کنیم که ما هم آلوده این کارها نشویم؟...».

این بود قسمتى از نامه هایى که از شهرستان هاى مختلف به دست ما رسیده و غالباً به عین عبارت (با حذف نام نویسندگان و عباراتى که قابل درج نبود) در بالا آوردیم.

این نامه ها و مانند آنها «تابلوى زنده و گویایى» از وضع جوانان ما و آینده آنهاست، البتّه انکار نمى توان کرد که افراد پاک و غیر آلوده به هیچ نوع انحراف اخلاقى، در میان جوانان فراوانند ولى تعداد قربانیان هم بسیار زیاد است.

اگر دست روى دست گذارده و تماشاگر این صحنه ها باشیم، هم این افراد پاک در معرض خطر آلودگى قرار خواهند گرفت، و هم افرادى که آلوده شده اند به کلى از دست خواهند رفت و یا همچون قربانیان دیگر، افرادى ناتوان، قابل ترحم، شکست خورده، بینوا و احیاناً جنایتکار خواهند شد.

ولى ما امیدواریم که به یاری خداوند بتوانیم با ارائه راه کارهایی، جوانان این مرز و بوم را از گرفتاری از این گرفتاری باز داریم و گرفتاران را از بند برهانیم.

*** نظر پزشکان در این مورد ***

-          باید قبل از هر چیز اشاره کنیم که طبق نظر جمعی از پزشکان خطرات این عمل چندان بسیار نیست و حتی ایشان جوانان را به انجام این عمل جهت رفع نیاز جنسی (بصورت مصنوعی = خودارضایی) تشویق میکنند، اما حال ببینیم نظر برخی از پزشکان را که با سند علمی روی این عمل اظهار عقیده کرده اند :

یکى از اطباى معروف در کتاب خود که درباره زیان هاى عادت ننگین «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشکان را به این شرح نقل مى کند:

-          «هوفمان» مى گوید: «جوانى را دیدم که از پانزده سالگى گرفتار این اعتیاد شوم شده بود و تا سن 23 سالگى آن را ادامه داده بود.

او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گردید که هنگامى که مى خواست کتابى را بخواند چشمهایش سیاهى رفته سرش درد مى گرفت، حالتى شبیه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگیجه شده بود، حدقه هاى چشم او بیش از حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود درد شدیدى احساس مى کرد».

-          مشاهدات دکتر هوچین سون (HUOTCHINSON) ثابت مى کند عموم ناراحتى هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار «استمنا» و ناراحتى هاى شبکیه چشم و مشیمیه از آن سرچشمه مى گیرد (دقت کنید).

نویسنده مزبور اضافه مى کند:

«نخستین نتیجه عادت به این کار شنیع این است که قوت و شفافیت چشم ها زایل مى گردد، صورت رنگ اصلى خود را از دست مى دهد و پژمرده مى شود، در نگاه هاى مبتلایان به این کار هوش و ذکاوت اوّلى دیده نشده حالت گرفتگى در سیماى آنها ظاهر مى گردد، چشم هاى آنها با حلقه هاى کبودرنگى احاطه مى شود. بعد از آن سستى و تنبلى در اعضاى مختلف مشاهده مى شود.

نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشکل شدن هضم، تنگى نفس، تغییر اخلاق و مزاج به طور غیر قابل توضیح، حسادت، غم و کدورت، مالیخولیا، فکر گوشه گیرى و تنهایى از نتایج شوم ابتلاى به این انحراف جنسى است.

این طبیب در جاى دیگر از کتاب خود اضافه مى کند این عمل موجب فقرالدم (کم خونى) و ضایع شدن قواى جسمى و روحى مى گردد و باعث دوران سر، صداى گوش ها، کمردرد، سختى تنفس، کم شدن حافظه، لاغرى، ضعف و سستى و خلاصه عدم اقتدار کلى در بدن مى شود، و بر اثر رابطه نزدیکى که با حواس پنجگانه دارد مخصوصاً در چشم و گوش اثر مى گذارد». (دقّت کنید).

عادت به این انحراف شوم جنسى مخصوصاً نیروى مقاومت بدن را در برابر بیمارى ها کم مى کند و به طورى که پزشک مزبور تصریح مى نماید:

«اشخاصى که به این عادت مذموم مبتلا هستند به محض گرفتارى به یکى از بیمارى هاى وخیم به آسانى نمى توانند گریبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند».

او سپس از قول یکى از نویسندگان نقل مى کند که:

«جوانى را مى شناختم که مبتلا به این عادت شوم بود او گرفتار یکى از «بیمارى هاى تب دار» شد در روز ششم بیمارى که کاملا ضعیف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در کام خود فرو کشید»!

و نیز نقل مى کند:

«یکى از مبتلایانى که به یک نوع از این عادت شوم، مداومت مى نمود رفته رفته ضعف شدیدى در خود احساس کرد، بدن او رو به لاغرى گذاشت ساق پا و ران هاى او به طور محسوسى ضمور (کم گوشت) شد و کمردرد او را آزار مى داد ادامه این عمل منتهى به فلج عمومى بدنى او گردید و پس از شش ماه بسترى شدن که با وضع قابل ترحمى با مرگ دست به گریبان بود در آغوش مرگ فرو رفت»!

مخصوصاً ابتلاى به این عادت شوم براى مجروحین و آنهایى که عمل جراحى در بدنشان شده فوق العاده خطرناک مى باشد.

کوتاه سخن این که به گفته همان «پزشکى» و هم از نظر «مذهبى» منفور است موجب خرابى و نابودى وجود انسان و تزلزل روح مى گردد!

 

-          حال کمی بر روی موارد علمی این موضوع در مراحل 3 گانه ی آن رقیق تر میشویم:

( اشاره کردیم که این عمل شنیع در سه مرحله صورت میگیرد و هر مرحله عواقبی دارد که بصورت فهرست وار بدان اشاره میکنیم. )

 

الف ) مرحله ی مشکل ساز (عمل) :

1-      خستگی

2-      عدم تمرکز

3-      ضعف حافظه

4-      استرس و اضطراب

ب ) مرحله ی گرفتاری شدید (حالت) :

1-      خستگی

2-      نوسان خلقیات و تغییرات خلقی سریع

3-      حساسیت بیش از حد و زودرنجی

4-      کمر درد

5-      نازک شدن تار موهها

6-      ناتوانی جنسی زودرس در جوانی

7-      بی خوابی و یا کم خوابی

ج ) مرحله ی اعتیاد (عادت) :

1-      خستگی

2-      ریزش موهها

3-      تار شدن چشم

4-      وزوز گوش

5-      انزال زودرس و غیر ارادی یا خروج منی بصورت قطره قطره و غیر ارادی

6-      درد در کشاله ران و ناحیه تناسلی

7-      دردهای قلنجی در ناحیه لگن و استخوان دنبالچه

8-      فقر الدم ( کم خونی )

9-      ضمور ( کم گوشتی = لاغری )

 

پیرامون بعضی موارد بالا بصورت مفصل تر توضیح میدهیم :

1.      خستگى و کوفتگى: انقباض شدید و یک مرتبه تمام عضلات بدن در جریان انزال (ارگاسم یا اوج لذت جنسى)، باعث مصرف سریع مواد غذایى ذخیره شده در عضلات و به طور عمده کاهش گلیکوژن (ماده اصلى لازم براى تولید انرژى عضلانى) مى‏شود. خستگى عضلانى تقریبا با سرعت تهى شدن عضلات از گلیکوژن رابطه مستقیم دارد و هرچه این سرعت بیشتر باشد، خستگى بیشتر است‏فیزیولوژى گایتون، ترجمه دکتر فرخ شادان، تجدید نظر هفتم، 1986 (تهران: چهر، 1365)، ج 1، ص 313.. در خودارضایى، به علت انقباض‏هاى مکرر عضلات بدن، ذخایر گلیکوژن عضلات به سرعت تمام مى‏شود و خستگى و کوفتگى همیشه از عوارض بدیهى آن است.

2.      ریزش مو: خودارضایى به تدریج با تغییرات هورمونى و شیمیایى که در بدن ایجاد مى‏کند، باعث افزایش هورمون جنسى مردانه؛ یعنى، تستوسترون به دى هیدرو تستوسترون مى‏شود که از عواقب بالا بودن ماده DHTدر خون، ریزش موها و تاسى و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشى از آن در پیرى است.

3.      خود ارضایى مکرر باعث تحریک بیش از حد سیستم عصبى پاراسمپاتیک و افزایش تخلیه اَسِتیل کولین  از انتهاى این رشته ها در مغز مى‏گردد که این خود باعث پاره‏اى از عوارض جسمانى و روانى، چون حواس‏پرتى ، کمى حافظه ، عدم تمرکز حواس، سیاهى رفتن چشم و در نهایت تارى دید مى‏شود. تمام این علامت‏ها ناشى از تغییر تعادل میزان مواد شیمیایى موجود در مغز است که بین سلول‏هاى عصبى رد و بدل مى‏شود و انتقال پیام‏هاى مختلف را بر عهده دارد.

4.      برخى نیز بر این عقیده‏اند که علت بروز اختلالات مغزى (مانند حواس پرتى، عدم تمرکز حواس و کاهش حافظه) ناشى از ظرفیت عظیمى از انرژى بدن است که در هر بار انزال، تخلیه شده و هدر مى‏رود؛ زیرا مایع منى حاوى مقدار بسیار زیادى DNA(هسته 400-300، اسپرمى که در هر انزال خارج مى‏شود)، RNA آنزیم‏ها، پروتئین‏ها، مواد قندى، لسیتین ، کلسیم، فسفر، نمک‏هاى بیولوژیک، تستوسترون و... است. این ذخایر عظیم انرژى - که باید در بدن براى رشد و تقویت بخش‏هاى مختلف مورد استفاده قرار گیرد - بیهوده و به طور مکرر از بدن خارج مى‏شود و هر کدام عوارضى را به دنبال مى‏آورند.
 براى مثال از آنجا که سلول‏هاى خونى و پلاکت‏ها در مغز استخوان‏ها تولید مى‏شود و به تکامل نهایى مى‏رسد و براى تولید آنها نیز انرژى بسیار زیادى مورد نیاز است؛ در افراد گرفتار خودارضایى، تکامل مغز استخوان و در نتیجه تولید سلول‏هاى خونى با مشکل مواجه شده و منشأ کم خونى، ضعف و خستگى در این افراد است. نیز دفع فسفر و لیستین بیش از حد از طریق انزال‏هاى مکرر، باعث کاهش ذخایر این مواد مى‏شود که مواد حیاتى براى سلامتى سلول‏هاى عصبى هستند و در نتیجه اختلال عملکرد سیستم عصبى، مانند حواس پرتى، عدم تمرکز حواس و... بروز خواهد کرد.

 

نکته ی آخر آنکه پزشکان برای نشان دادن آنکه این عمل چه توانی را از انسان سلب میکند، اشاره به نکته ی زیر دارند:

70 لقمه = 1 قطره خون

70 قطره خون = 1 قطره منی

توجه شود :

 

-          ممکن است این سوال پیش آید که انسان اگر از طریق مشروع برای رفع نیاز جنسی نیز عمل کند منجر به خروج منی میشود، پس چه تفاوتی بین این عمل از طریق مشروع و نامشروع (استمناء) موجود است؟

-          پاسخ آنکه اول از همه باید بگوییم دانشمند بزرگ ابن سینا فرموده است، اگر میخواهید همیشه شاداب و سرزنده باشید و جوانی را زود فراموش نکنید، به 3 نکته توجه کنید :

1.       ورزش کنید

2.       شراب ننوشید

3.       از نزدیکی زیاد با همسرانتان (رابطه ی جنسی) بپرهیزید

 

پس متوجه شدیم که حتی نزدیکی زیاد با همسر نیز عواقب خوبی ندارد اما در اینجا ذکر 2 مورد بسیار اهمیت دارد :

الف ) پزشکان معتقدند که منی علاوه بر آنکه جهت بقای نسل چیز لازمی است اما مورد مهم دیگر منی آن است که به رشد و نمو بدن کمک میکند.

وقتی منی ساخته شد مقداری از آن برای رشد بدن استفاده میشود و مقداری جهت تولید مثل، اما با عمل استمناء مقداری از این منی که لازمه ی رشد است نیز از بدن خارج میشود و مشکلات اشاره شده را منجر میشود.

ب ) نیاز جنسی مانند تمامی نیازهای دیگر انسان باید برطرف شود اما همان طور که اشاره کردیم رفع این نیاز از طرق نادرست (مانند خودارضایی) یک انحراف جنسی محسوب شده و عواقب بدی دارد.

 

در اینجا به دو موضوع پیشگیری و روش درمانی اشاره میکنیم که مطمئناً موضوع اول بسیار مهم تر و اساسی تر از موضوع دوم است :

*** پیشگیری ***

روشهای بسیاری برای پیشگیری از این مورد موجود است که بدانها اشاره میکنیم

1)     ازدواج به موقع : مهم ترین عامل برای پیشگیری چنین معضلاتی است، هرچند امروزه ازدواج یکی از مشکل ترین کارهای ممکنه است، اما تمامی صاحب نظران دینی و غیر دینی مهم ترین عامل پیشگیری از این عمل شنیع را ازدواج به موقع میدانند. (توجه کنیم که در دین اسلام به ازدواج بسیار اهمیت داده شده است و بر روی آن بسیار الحاح و اصرار شده است و بر توصیه اکید شده است.)

البته اگر واقعاً شرایط ازدواج دائمی را نداریم (هرچند بیشتر وهم است تا واقعیت ) طبق دین اسلام مواردی چون ازدواج منقطع ( = صیغه = ازدواج موقت ) نیز راهی است برای پیشگیری از این عمل.

·         انشاءالله در زمان خود بیشتر در مورد ازدواج دائم و ازدواج منقطع صحبت خواهیم کرد.

2)       انجام اعمال عبادی (با معرفت و بینش عمیق) : اعمال عبادی و دینی تا حد بسیار زیادی انسان را از انجام به چنین اعمالی باز میدارد، اعمالی چون نماز و روزه و ...

هر چند باید توجه داشت که باید عمل بدین اعمال با معرفت و نه از روی عادت انجام پذیرد، همان طور که امام صادق علیه السلام فرمودند :

" آنقدری از نماز شما قبول واقع میشود که شما را از فحشا باز میدارد. "

توجه به نماز و اقامه ی با معرفت و آگاهی آن بازدارنده ی انسان از بسیاری از اعمال منکر است، همانطور که خداوند در قرآن میفرماید :

" ان الصلاة تنهی عن الفحشا و المنکر " – همانا نماز انسان را از فحشا و منکر بازمیدارد.

3)     نداشتن هرگرونه رابطه ی نامشروع : همان طور که میدانید آغازگر بسیاری از اعمال منکر و ناپسند رابطه ی نامشروع است، پس باید بدانیم اگر دارای رابطه ی نامشروع هستیم نمیتوانیم مرتکب به این عمل نشویم و اگر مرتکب بدین عمل نشدیم مطمئن باشیم عواقب بدتری در انتظار ماست.

4)     توجه به حضور خداوند : فکر میکنید آیا کسی که استمناء میکند و در آخرین حد آن یعنی (عادت) است، باز هم در برابر پدر یا مادر و یا اقوام خویش دست به چنین عملی میزند؟ قطعاً خیر

پس اگر در خلوت هم توجه به حضور خداوند داشته باشیم، هیچگاه نمیتوانیم دست به چنین عمل نادرستی بزنیم.

5)     حیاء : از داشتن حیاء همین کافی است که بدانیم پیامبر فرمود :

إذا لَم تَستَحیی فَاصنَع ما شِئتَ – زمانی که شرم نداری، هرکاری میخواهی، انجام ده. (زیرا دیگر آبرویی نداری)

6)     اجتناب از دیدن هرگونه تصاویر مستهجن و عریان

7)     با شکم پر هیچ گاه نخوابیم

8)     از پوشیدن لباس تنگ جداً خودداری کنیم

9)     از خوردن غذاهای محرک، مخصوصاً قبل از خواب بپرهیزیم؛ غذاهایی همچون : خرما – پیاز – فلفل – تخمر مرغ – گوشت قرمز و غذاهای پرچرب

10)  تخلیه کامل مثانه قبل از خواب

11)  ننوشیدن آب به مقدار زیاد قبل از خواب

12)  هیچ گاه عریان نخوابیم و حتی به بدن عریان خود نگاه نکنیم

13)  ملاعبه نکنیم، هرچند این مورد گناه محسوب نمیشود اما جزء مراحل اولیه استمناء است. (اشاره شده بود)

14)  نخوابیدن بر روی شکم

15)  پرهیز از تنهایی، گوشه گیری و انزواء اولین خطر است

16)  استمداد از ورزش که تاثیر باورنکردنی در جلوگیری از این امر دارد

17)  پر کردن اوقات فراغت حتی توصیه میشود به میزانی بیش از وقت فراغت برنامه ریزی کنید، مثلاً اگر در روز 5 ساعت وقت فراغت دارید برای چیزی حدود 6 الی 7 ساعت برنامه ریزی کنید، تا جای هیچ گونه وقت فراغت باطله نماند.

18)  و باز هم تاکید بر استعانت جستن از ایمان و اعتقادات مذهبی

*** روش درمانی ***

در روشهای درمانی نیز روشهایی موجود است که میتوان هم آنها را در پیشگیری استفاده نمود و هم برای درمان :

1)     قابل درمان است : مهمترین اصل آن است که نا امید نشویم و مطمئن باشیم که این معضل نیز قابل درمان است و درد بی درمان چیزی جز مرگ نیست

2)     تصمیمی راسخ و غیر قابل عدول : اصل مهم بعدی تصمیمی است محکم و استوار، تصمیمی که هیچ گاه آنرا زیر پا نگذاریم، و اگر آنرا زیر پا گذاشتیم برای خود جریمه داشته باشیم. (برای مثال گرفتن روزه و ازدیاد روزهای آن در صورت زیر پاگذاشتن تصمیم میتوان جریمه ای مفید باشد) (دقت شود)

توجه شود :

سوالی که پیش می آید این است که بسیاری از جوانان ذکر میکنند که چندین بار تصمیم گرفته اند اما نتوانستند و تصمیم خود را شکسته اند و اظهار میکنند که حال دیگر هیچ جای بازگشتی برای خود نمی بینند :

-          چه به که در همان تصمیم نخست این کار را کنار بگذارید اما اگر از نتوانستید و تصمیم را شکتید چه؟ باید بدانیم هر تصمیمی که میگیرید و آن را میشکنید تاثیر خود را میگذارد مانند بالا رفتن از کوهی است که برای بار اول نمی شود و همین طور بار دوم و سوم و ... اما برای بار دهم میشود، چرا؟ اینها تجربیاتی است که در هر بار شکست بدست آورده اید و حال شما را یاری نموده و شما را به صعود نزدیکتر کرده است، پس صدبار اگر توبه شکستی باز آ.

-          اما برای سوال دوم، که دیگر جای بازگشتی برای خود نمیبینید و شرم و حیائی در خود نمی بینید باید بگوییم که آیا شما این عمل را در برابر نزدیکان و اقوام نیز انجام میدهید؟ قطعاً خیر، این همان حیاء است.  

3)     پُر کردن ظرف خالی (جایگزین عادتی بجای عادتی) : گفتیم اولین کار این است که شما لیوانتان را از آب گل آلود این گناه خالی کنید، حال که میخواهید اینکار را انجام دهید باید بدانید اگر لیوان را خالی کردید باید آن را با آبی زلال و صاف پر کنید زیرا این لیوان نباید هیچ گاه خالی بماند که اگر اینطور شود، آبی گل آلود دوباره جایگزین خواهد شد.

پس سعی کنید عادتی را جایگزین این عادت کنید؛ اعمالی چون : ورزش – تفریح – عبادت و ...

4)     تلقین و تقویت اراده : در خود این امر را تقویت کنید و به خود بگویید که من میتوانم، من قادر به ترک این عمل هستم، من بسیار بزرگتر از آنم که درگیر عملی چنین حقیر شوم، من اشرف مخلوقاتم پس میتوانم، من خلیفه ی خداوند بر روی زمین هستم پس میتوانم (همانطور که خداوند فرمود : انی جاعل فی الارض خلیفة)

یکى از اطباى روانشناس دکتر «ویکتور پوشه فرانسوى» مى گوید: - باید تلقین را به صورت زیر چندین روز پشت سر هم ادامه دهند - همه روز در محل آرامى که چیزى فکر آنها را به خود مشغول نسازد، فکر خود را متمرکز ساخته و با کلمات شمرده و محکم این جمله را تکرار کنند: «من به خوبى قادر هستم این عادت بد را از خود دور کنم، من قادرم»! تکرار این تلقین ساده اثر عجیبى در تقویت روحیه و ترک این عادت و هر عادت بدى دارد. (مى توانید آزمایش کنید)

5)     تقویت عمومی و رژیم غذایی : داشتن یک رژیم غذایى کامل و سالم که موجب تقویت عمومى بدن گردد نیز در مبارزه با این عادت که در بسیارى از مواقع از ضعف اعصاب سرچشمه مى گیرد و یا خود عامل ضعف اعصاب است تأثیر قابل توجّهى دارد.

استحمام با آب سرد (البتّه در مواقعى که وضع هوا اجازه مى دهد) و سپس ماساژ دادن بدن با حوله نیز کمک مؤثرى به این گونه افراد مى تواند بنماید.

همچنین این گونه افراد باید به شدت از پوشیدن لباس هاى تنگ و چسبان که عامل مؤثّرى براى تحریک مصنوعى است بپرهیزند، این گونه لباس ها اصولا براى همه جوانان زیان بخش و حتى گاهى خطرناک است هم به نمو و رشد طبیعى جسم آنها صدمه مى زند و هم وسوسه انگیز و تحریک آمیز است.

-          توجه شود که عواملی چون پرهیز از تنهایی  یا ورزش و ... عواملی بودند که در بخش پیشگیری بدان اشاره کردیم و باید در امر درمان نیز مورد استعمال قرار گیرد.

نکته ی پایانی :

قرآن میفرماید : ان الله یغفر الذنوب پس قطعاً خداوند گناهات را می آمرزد، باید به امید بخشش باشیم و توبه کنیم و سعی در جبران گذشته کنیم.

انشاءالله که تمامی جوانان بتوانند خود را از این منجلاب بیرون کشند و :

ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

همانا انسان در ضرر و زیان است، مگر کسانیکه ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند و یکدیگر را به راستی پند دهند و همدیگر را به شکیبایی اندرز .

و السلام علی عباد الله الصالحین

تاریخ ارسال: دوشنبه 6 آبان 1392 ساعت 11:45 ب.ظ | نویسنده: ساسان | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد