X
تبلیغات
نماشا
رایتل

گنج یابی وکشف عتیقه

گنج یابی ودعاوطلسم

فکر می کنین پسرا و دخترا چه جوری نیمرو درست می کنن؟

فکر می کنین پسرا و دخترا چه جوری نیمرو درست می کنن؟

دخترها

توی ماهی تابه روغن می ریزن اجاق گاز زیر ماهی تابه رو روشن می کنن.

تخم مرغها رو می شکنن و همراه نمک توی ماهی تابه می ریزن. چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان می کنن.


پسرها

توی کابیتنهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهی تابه می گردن.
توی کابینتهای پایینی دنبال ماهی تابه می گردن و بالاخره پیداش می کنن. ماهی تابه رو روی اجاق گاز می ذارن. توی ماهی تابه روغن می ریزن. توی یخچال دنبال تخم مرغ می گردن. یه دونه تخم مرغ پیدا می کنن. چندتا فحش می دن. دنبال کبریت می گردن با فندک اجاق گاز رو روشن می کنند و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر می داره. ماهی تابه رو می شورن چون روغنش بوی ترشی می ده. ماهی تابه رو روی اجاق گاز می ذارن و توش روغن واقعی می ریزن. تخم مرغی که از روی کابینت سرخورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک می کنن. چندتا فحش می دن و لباس می پوشن. می رن سراغ بقالی سرکوچه و ۲۰ تا تخم مرغ می خرن و بر می گردن. تلویزیون رو روشن می کنن، و صداش رو بلند. روغن سوخته رو می ریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهی تابه می ریزن. تخم مرغها رو می شکنن و توی ماهی تابه می ریزن. دنبال نمکدون می گردن. نمکدون خالی رو پیدا می کنن و چند تا فحش می دن. دنبال کیسه‌ی نمک می گردن و بالاخره پیداش می کنن. نمکدون رو پر از نمک می کنن. صدای گزارشگر فوتبال رو می شنون و می دون جلوی تلویزیون. نمکدون رو روی میز می ذارن و محو تماشای فوتبال می شن. بوی سوختگی رو استشمام می کنن و می دون توی آشپزخونه. چند تا فحش می دن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل می ریزن. روغن و تخم مرغ توی ماهی تابه می ریزن. با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم می زنن. صدای گل رو از گزارشگر فوتبال می شنون و می دون جلوی تلویزیون. تلویزیون رو روشن، و صداش رو بلند می کنن. سریع بر می گردن توی آشپزخونه. تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده، توسط چنگال،‌ مخلوط شده رو روی توی سطل می ریزن ماهی تابه رو می ندازن توی کاسه ی ظرفشویی دنبال ظرفهای مسی می گردن. قابلمه ی مسی رو روی اجاق گاز می ذارن و توش روغن و تخم مرغ می ریزن. چند دقیقه به تخم مرغها زل می زنن. یاد نمک میفتن و می رن نمکدون رو از کنار تلویزیون بر می دارن. چند ثانیه فوتبال تماشا می کنن. یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه روی باقیمانده تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود،‌ لیز می خورن. چند تا فحش می دن و بلند می شن. نمکدون شکسته رو توی سطل می ندازن. قابلمه رو بر میدارن و بالافاصله ولش می کنن. چند تا فحش می دن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب می گیرن. با یه پارچه تنظیف قابلمه رو بر می دارن. پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش می کنن. نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون می خورن و چند تا فحش میدن.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 8 آبان 1392 ساعت 03:36 ب.ظ | نویسنده: هدیه | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد