X
تبلیغات
نماشا
رایتل

گنج یابی وکشف عتیقه

گنج یابی ودعاوطلسم

آه

دختر ها که از آسمان نیفتادند پایین.

شربت عسل را با قند حبه ای قاطی نکردند و

 دختر از تویش بیرون بیاید ،دخترها هم عصبانی می شوند ،

دختر ها هم در و تخته را به هم می کوبند ،

گاهی زشت اند!!!

خیلی زشت ،

آن قدر که دوست دارند خودشان را در آینه نگاه نکنند ،

دختر ها عروسک نیستند ،

دخترها حداقل این جا ،که دامن از پایشان در آوردند و 

شلوار جین تنشان کردند ،

باد را از موهایشان گرفتند و

 مقنعه سیاه سرشان کردند 

عروسک نیستند .......

دختر ها که از آسمان نیفتادند پایین.

شربت عسل را با قند حبه ای قاطی نکردند و دختر از تویش بیرون بیاید ،دخترها هم عصبانی می شوند ،دختر ها هم در و تخته را به هم می کوبند ،گاهی زشت اند.خیلی زشت ،آن قدر که دوست دارند خودشان را در آینه نگاه نکنند ،دختر ها عروسک نیستند ،دخترها حداقل این جا ،که دامن از پایشان در آوردند و شلوار جین تنشان کردند ،باد را از موهایشان گرفتند و مقنعه سیاه سرشان کردند ،عروسک نیستند ،حالا هرچقدر هم عروسکتان صدایشان کنید و از چشم ها و لب ها و دست هایشان که روزها و روزهاست جز سنگ فرش خیابان چیزی ندیده اند و جز چای تلخ چیزی نچشیده اند و آنقدر کتاب مرجع ورق زده اند و دسته ی کیف را از ترس دزدیده شدن چسبیده اند و میله ی سرد وسط اتوبوس را گرفته اند ،یاد ندارند لمس کردن گل مریم چطور بود ،یا ابریشم پوشیدن چه حسی داشت.

ما صبح ها شبیه یک فرشته با صورت آرایش دار و لباس های ساتن گلبهی و موهای مرتب از خواب بیدار نمی شویم ،ما صبح ها و گاهی در تمام روز موهای ژولیده داریم ،ما تی شرت و شلوار می پوشیم و شاید دوست نداشته باشیم آینه را ببینیم.ما از خستگی آه می کشیم ،از خستگی مچاله می شویم و آن لحظه ای که خسته ،گوشه ای زانو می زنیم ،هیچ جوره و طبق هیچ معیاری زیبا نیستم.

ما سختیم و سختی داریم ،ما گاهی  تلخیم و تلخی داریم ،و احتمالا تعجب خواهی کرد وقتی نزدیک تر بیایی و ببینی آن چیزی که فیلم ها و عکس ها و آهنگ ها نشانت دادند تصویر دائمی زندگی زنانه نیست ،تصویر ادیت شده و رنگ زده ی زنگ تفریح کوچکی ست که به لطف دنیایی که هر روز سخت تر و سخت تر می شود ،کوچک تر و کوچک تر هم می شود و همین روزهاست که چیزی از آن نماند.

وقتی با جوراب هایی نه چندان نازک و کفش هایی نه چندان ظریف کیلومتر ها راه می روم و عرق می کنم ،وقتی کیسه های سنگین جا به جا می کنم و حواسم نیست گوشه ی شال ام کج شده ؛وقتی کوله پشتی ام سنگین است ،وقتی از سردی هوا و بی خوابی شب ها و درس هایی که کمر به قتلم بسته اند ،صورتم در هم می رود و اخم می کنم و این اخمم روزها روی صورتم می ماند ،نه ،هیچ شبیه آن دختر بی نقص ِ قد بلند ِ بلوند سرخابی پوشی که دوست داری باشم نیستم ،که هرچقدر هم غذا بخورد ماتیکش پاک نمی شود و هرچقدر هم با پاشنه های بلند راه برود پاهایش درد نمی گیرند و دسته ی کیفش را می تواند ساعت ها روی آرنجش ،و آرنجش را رو به آسمان نگه دارد و خسته نشود ،هیچ شبیه او نیستم.به جایش تلخ تلخم ،مثل یک شکلات تلخ سیاه زیر یک پتوی سیاه در زیر زمین ساختمانی که برقش هم رفته.سیاه ِ سیاه.مرا نخواهید ،من را نپسندید که پسندیدنی نیستم.

 بیشتر دختر ها شبیه باربی چشم آبی ای که در بچگی دوستش داشتند بار نمی آیند ،بیشتر دختر ها روزانه با بدنی زندگی می کنند ،کار می کنند ،می خندند و خوش میگذرانند که شبیه چوب خشک تراش خورده نیست ،بیشتر دختر ها بیست و چهار ساعت شبانه روز را لبخند نمی زنند و مو سشوار نمی کشند ،بیشترشان یک جعبه ی یک متر در یک متر  روبان پیچ شده از صورتی های مختلف ،ماتیک ندارند. شاید هفته ها به ناخن هایشان لاک نزنند ،بیشتر دختر ها شبیه آن عروسک کامیون سواری بار می آیند که همیشه در رقابت با باربی پرت می شدند ته ته کمد عروسک ها.

 باید می نوشتم ،باید هنوز هم بنویسم ،باید بنویسید.

باید در هر فرصتی  که می توانم بنویسم که زیبایی منحصر به هیچ چیز نیست ،هیچ چیز و هیچ سبک و هیچ ندایی در دنیا نمی تواند ادعا کند که زیبایی و شادی را قبضه کرده.

زیبایی دویدن شبانه روزی ست ،زیبایی می تواند نوشتن باشد ،می تواند دست خونی را تا مچ فرو کردن در قلبی باشد که قرار است با دستکش و پنس و قیچی نجات داده شود ،زیبایی چرخ خیاطی ماست ،زیبایی کفش های بزرگ و خاکستری ،زیبایی گاهی مانتو های تیره و تاری که مجبوریم بپوشیم است ،زیبایی تمام چیز هایی ست که نداریم.زیبایی شاید همین نقص های این جا و آن جاست ،همین چند کیلوی اضافه ،همین صدایی که هیچوقت نازک و عشوه دار نشد ،همین موهایی که طلایی نیستند و چشم هایی که شهلا نیستند و قدم هایی که فاصله شان ،شاید زیاد می شود ،همین هاست که داریم ،اگر چشم آبی ِ مو طلایی ِ نازک بدن ِ همیشه ی خدا لبخند احمقانه دارنده را می خواهی ،همیشه می توانی از همین خیابان کناری ،بسته بندی شده در یک قاب مستطیل ،تهیه اش کنی.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 8 آبان 1392 ساعت 04:07 ب.ظ | نویسنده: هدیه | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد