X
تبلیغات
رایتل

گنج یابی وکشف عتیقه

گنج یابی ودعاوطلسم

اس ام اس

اس ام اس 

 

زیباترین دیالوگ پدرژپتو به پینوکیو: 

چوبی بمان پسرم دنیای آدمها سنگیست!

.

.

.

بی انصاف این گرہ با یک نگاہ تو بازمی شد ، تمام دندانہایم درد میکند .

.

.

.

دلمان کوچک است ولی آنقدر جا دارد که برای عزیزی که دوستش داریم

نیمکتی بگذاریم برای همیشه…

.

.

.

اگر میبینی خورشید میتابد , نور و گرما نیست,

حرارت وجود من است ک با نبودنت شهره ی آسمان گشته..

.

.

.

0937672xx99

اهدا اس ام اس اهدازندگیست.هم اکنون نیازمندیاری سبزتان هستیم.

(انجمن بیماران اس ام اسی).

.

.

.

هربار کودکانه دست کسی را میگرفتم گم میشدم

حالا آنقدر که در من هراس گرفتن دستی ست اضطراب گم شدن نیست…

.

.

.

منو میبو۳۰ ؟

اگه نبو۳۰خیلی لو۳۰،

مر۳۰٫خیلی نف۳۰٫

عزیزم نتر۳۰،از هر کی بپر۳۰

به این موضوع میر۳۰

که تو واسم همه که۳۰….!

.

.

.

زنی به شوهرش میگه۳تا حیوون وحشی نام ببر که با(خ)شروع بشن؟

مرد میگه۱خودت۲خواهرت۳خدا بیامرز مادرت!

{اسدی از شهر اولین هاM.I.S‏}‏

.

.

.

جدیدترین اس ام اس های روز ایران

اس ام اس خنده دار

اس ام اس عاشقانه

اس ام اس فلسفی

www

کنسرت بزرگ داریوش و فرامرز اصلانی۳۰ژوئن در جهنم برگزار خواهد شد.

از مردگان عزیز دعوت میشود هرچه سریعتر به مراکز فروش بلیط مراجعه نمایند!

.

.

.

گفتم غم تو دارم گفتا چشت درآید.

گفتم که ماه من شو گفتا دلم نخواهد.

گفتم خوشاهوایی کزباد صبح خیزد،گفتا هوای گرمیست،اه اه عرق درامد.

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد،گفتا برو به سویی تاگل نی دراید.

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرامد،گفتا که ای وای دیرشد داد مامان درامد.

.

.

.

اعراب بماآموختند بجای خوراک بگوییم “غذا”که خودبه ادرار شترمیگویند

به نژادآریایی بگوییم”عجم”یعنی نفهم

برای شمارش خودمان بجای تن از”نفر” استفاده کنیم که برای شتربکارمیرود

بجای واق واق سگ بگوییم پارس که نام سرزمینمان است

بگوییم شاهنامه آخرش خوش است چون آخرآن ایرانیان شکست میخورند

“”

.

.

.

از شب پرسیدم چه بنویسم برای کسی که دوسش دارم؟

گفت:اخمخ اولما گیر یات!

.

.

.

زخم هایم به طعنه میگویند ; دوستانت چقدر بانمکند . . . !

.

.

.

خدایا مرا یاری ده قبل از اینکه در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم،

کمی با کفش های او راه بروم

.

.

.

خدا را شکر میکنم: که داده هاش نعمت

* نداده هاش حکمت*

.

.

.

*آن روز که به دنیا آمدی عریان* جمعی به تو می خندیدند و تو گریان*

کاری کن ای دوست که وقت رفتن* جمعی به تو گریان باشند و تو خندان*

.

.

.

گنج قارون واسه قارون،ماروچه بمال دنیا،گنج من یک تارموته،نمیدم بکل دنیا*

.

.

.

دختری به کورش کبیرگفت:

من عاشقت هستم کورش گفت:لیاقت شمابرادرم است

که ازمن زیباتر و پشت سرشماایستاده است،

دختربرگشت ودیدکسی پشت سرش نیست!کبیرگفت

اگرعاشق بودی برنمیگشتی!

{اسدی از شهر اولین هاM.I.S‏}‏

.

.

.

معلم به خط فاصله میگفت خط تیره!

میدانست فاصله چه به روزگارآدمها میاورد!

{اسدی از شهر اولین هاM.I.S‏}‏

.

.

.

خداوند پرسید:میخوری یا میبری؟ جواب دادم:میخورم،

اما افسوس که نمیدانستم لذت ها را میبرند و غصه ها را میخورند….

{اسدی از شهر اولین هاM.I.S‎‏}‏

.

.

.

سلام سلامتی میاره/سلامتی شادی میاره/

شادی نشاط میاره/نشاط زندگی میار

ه/زندگی عشق میاره/عشق زن میاره/

زن بچه میاره/بچه درد سر میاره/

درد سر بدبختی میاره/پس سلام بی سلام!!!

{اسدی از شهر اولین هاM.I.S‏}‏

.

.

.

وصیت ائدیرم کى من اولن زامان

گوزومى باغلاسین ایستدیگیم آنام

یویولوب کفن بؤرونن زامان

دالیمجاآغلاسین ایستدیگیم باجى

مقاراباش داشیمى قارداشیم یازسن

سویؤخسوزقبریمى قویون آتام قازسن

هامى داغلیب گئدن زامان مزاریم اؤسته سئوگیلیم آغلاسن

(رهاازقوشاچاى)

.

.

.

گفت:اون کیه؟گفتم همه ی وجودم،گفت بهت خیانت میکنه،

گفتم میدونم،گفت اشکتو درمیاره،گفتم میدونم،

گفت دلتو بیقرار و تنهات میزاره،گفتم میدونم،

گفت پس چرا دوستش داری؟گفتم این تنها چیزیه که نمیدونم!

{اسدی از شهر اولین هاM.I.S‎‏}

.

.

.

براى من نوشته گذشته هاگذشته؛تمام قصه هاهوس بود

؛براى اونوشتم براى توهوس بود؛ولى براى من نفس بود؛

کاشکى خبرنداشتى؛دیوونه ى نگاتم؛

۱مشت خاک ناچیز؛افتاده اى به  زیرپاتم؛

کاشکى صداى قلبت نبودصداى قلبم؛

کاشکى نگفته بودم؛تاوقت جون دادن باهاتم

(رها از قوشاچاى)

تقدیم به خودم…..!!!!

.

.

.

میگن هیچ عشقى تودنیامث عشق اولى نیس؛

میگذره۱عمرى اماازخیالت رفتنى نیس؛

داغ عشق هیچکى مث اونکه پس میزنتت نیس؛

چه بده تنهاشى وقتى هیچکسى هم قدمت نیس؛

چقدرسخته بدونى اونکه میخوایش نمى مونه؛

که دلش۱جاى دیگست وهمه وجودش مال اونه؛

چه بده براى اونکه جون میدى غریبه باشى؛

بگى میخوام باتوباشم بگه که میخوام  نباشى

(رها از قوشاچاى)

“تقدیم به خودم……”

.

.

.

دیرین دیرین دیرین دیرین دیرییین دیییریرن……

بى ذوق بااحساس بخون آهنگ پلنگ صورتیه!!!!!!

(رهاازقوشاچاى[میاندوآب])

.

.

.

بسلامتى پنگوئن که۱ذره قدداره امابازلاتى راه میره

(رها از قوشاچاى [میاندوآب] )

.

.

.

تاکه بودیم نبودیم کسى

کشت ماراغم بى همنفسى

تاکه خفتیم همگى بیدارشدند

تاکه مردیم همگى یارشدند

قدرآن شیشه بدانیدکه هست

نه درآن موقع که افتادوشکست

‏(رها از قوشاچاى [میاندوآب])

.

.

.

به خدا بگویید

من ترک تحصیل کردم…

دیگر امتحان نگیر …!!!

“”

.

.

.

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم که سرنوشت درختان باغمان تبر است

.

.

.

ساعتها رابگو بخوابند، بیهوده زیستن را نیازی به شمارش نیست

(احمد شاملو)

.

.

.

زندگى رقص واژگان است:

یکی به جرم تفاوت تنهاست،یکی به جرم تنهایى متفاوت!

.

.

.

باران که میبارد…..دلم برایت تنگ تر میشود…..راه می افتم…..

بدون چتر…..من بغض میکنم…..آسمان گریه…..

.

.

.

امروز خاطراتت را سوزاندم…….. بوی خوش هیزمش اما بیقرارم کرد…..!

اتفاق تازه ای نیست دوباره دلتنگ شدم.. . . .

.

.

.

من:شاخه ای تکیده،تو: آغاز بغض گل

جاریست در تو وسوسه ی تازه وا شدن

باران گرفته است؛برو،خیس می شوی

این چتر کوچک است برای تو،خوب من!

.

.

.

صندوقچه ى آرزوهایم را خواهم گشودتا نگویند؛

ازهیچ

پر است که

نام تو

یاد تو

افتخاریست در

دارایی دلم…

.

.

.

کاش همیشه درکودکی میماندیم

تابه جای دلهایمان سرزانوهایمان زخمی میشد…

.

.

.

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد”/”

باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود.

.

.

.

انسانها۲دسته اند:

آنهایی که بیدارند درتاریکی و آنهایی که خوابند در روشنایی.

.

.

تنهابرنامه ای که آرزوی ماست،

پخش زنده تصویرشماست.

روابط عمومی دلهای تنگ

.

.

.

6

خوش به حال دریا

ببین همه با لبش خاطره دارن

.

.

.

بعد از این هم آشیانت هر کس است، باش با او یاد تو مارا بس است.

( از طرف غم )

.

.

.

در عجبم از زنان؛ که ازخداى به این بزرگى،فقط یک شوهرمیخواهند ؛

و از شوهر به این درماندگى ، همه ى دنیا را !!!

.

.

سهم من از زندگی هیچ بود / دل به هرکس خوش نمودم پوچ بود

رنج غربت به تن خسته نشست  / درد تنهایی عمرم را شکست

روزگارم بر خلاف ارزوهایم گذشت /  یک شبی عاشق شدم سالها پشیمانی گذشت

سر گذشت دیگران عبرت نشد / خودم شدم عبرت برای دیگران

.

.

خـدایــــا… تو کسی و داری که بغلت کنه!؟

آخه خیلی آرومی…!!

“وحید.ک”

.

.

.

خیلی وقته دیگه زندگی خوش نمی گذره… فقط… میگذره

“وحید.ک”

.

.

.

بارآخر،من ورق رابادلم بر میزنم!بار دیگرحکم کن ! امانه بی دل! بادلت،دل حکم کن !

حکم دل::

هر که دل دارد بیاندازد وسط !

تا که ما دلهایمان را رو کنیم ! دل که روی دل بیافتاد،عشق حاکم میشود !

پس ،به حکم عشق بازی میکنیم .

این دل من ! رو بکن حالا دلت را…!

دل نداری!!!؟؟؟

بر بزن اندیشه ات را…حکم لازم . دل سپردن ، دل گرفتن هردو لازم !!!

.

.

.

خدایا! سرده این پایین، از اون بالا تماشاکن،

اگه میشه فقط گاهی بیا دست منو”ها”کن!

خدایا سرده این پایین،ببین دستامو،میلرزه،

دیگه حتی همه دنیابه این دوری نمی ارزه!

خداگاهی که دلتنگم،ازاون بالا تو میبینی،

بگو گاهی که غمگینم،توهم دلتنگ وغمگینی؟

خدایاکس نمی بینه که دنیا زیرچشماته،

یه عمره یادمون رفته، زمین دار مکافاته.

خدایا! وقت  برگشتن،یه کم با من مدارا کن،

شنیدم گرمه آغوشت اگه میشه منم جاکن!

.

.

.

در شهر ما اعتبار را می فروشند !عاشق عشق خود را می فروشد !

وقتی که روزگار برابر با خوب وبد نیست ، گنجشک را جای قناری میفروشند

وقتی برادرها برادر میفروشند! صیادها بال کبوتر میفروشند!

دیگر چه جای گله از دوست؟وقتی که در گلخانه خنجر میفروشند!

.

.

.

یارو داشته روخودش آب یخ میریخته میگن چرا اینجوری میکنی

میگه میخوام سرما بخورم میگن چرا؟

میگه اخه یه پنیسلین دارم داره تاریخش میگذره

.

.

.

میدانی

بعضی هارا هرچه بخوانی…

خسته نمیشوی!

بعضی هارا هر چه گوش دهی…

عادت نمیشوند!

بعضی ها هرچه تکرار شوند…

باز بکرند و دست نخورده!

دیده ای؟

شنیده ای؟

بعضی ها بینهایت اند…

sibar

.

.

.

دل است دیگر یا شور می‌زند یا تنگ می‌شود یا می‌شکند

آخر هم مهر سنگ بودن می‌خورد روی پیشانی‌اش!

sibar

.

.

.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ساعت 02:42 ب.ظ | نویسنده: هدیه | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد