خانه
عناوین مطالب
تماس با من
پارسی71
سایتی برای تمامی طعم ها!
پارسی71
سایتی برای تمامی طعم ها!
روزانهها
همه
خرید اینترنتی کتاب هزار طلسم
دانلود و خرید کتاب هزار طلسم با قیمت ارزان
تجربه معلمان حرفه ای
پیوندها
تجربه معلمان حرفه ای
خرید موبایل در ساری با ساری فیکس
دستهها
باماشادباشید(طنز)
46
گوناگون
43
کامپیوتروفن آوری
5
هنر
7
ورزشی
10
علمی(دانشگاه ومدرسه)
15
آشنایی بیشترباکره زمین
1
دینی ومذهبی
32
فال وطالع بینی
358
بامابروزباشید(اخبار)
29
ابر برجسب
دفینه
زیر خاکی
زیرخاکی
گنج
جدیدترین یادداشتها
همه
سردمزاج
هزار طلسم
مشخصات کتاب هزار طلسم
1000 طلسم
مجموعه هزار طلسم چیست
نویسندگان
مجتبی
5632
ساسان
624
هدیه
1196
بایگانی
دی 1400 (2)
بهمن 1399 (6)
فروردین 1396 (2)
شهریور 1394 (93)
مرداد 1394 (201)
مهر 1393 (4)
تیر 1393 (6)
فروردین 1393 (14)
اسفند 1392 (3)
بهمن 1392 (2)
دی 1392 (4)
آذر 1392 (7)
آبان 1392 (390)
مهر 1392 (658)
شهریور 1392 (78)
مرداد 1392 (7)
خرداد 1392 (1)
اسفند 1391 (2)
بهمن 1391 (69)
دی 1391 (3)
آذر 1391 (30)
آبان 1391 (38)
مهر 1391 (28)
شهریور 1391 (40)
مرداد 1391 (70)
تیر 1391 (67)
خرداد 1391 (150)
اردیبهشت 1391 (285)
فروردین 1391 (348)
اسفند 1390 (3085)
بهمن 1390 (1759)
تقویم
دی 1400
ش
ی
د
س
چ
پ
ج
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
جستجو
بازدید : 965424 بازدید
Powered by Blogsky
یک روز در مطب خدا…! (حتما بخوانید )
به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.
زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج ۴۰ درجه اضطراب نشان داد.
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم و تنهایی سرخرگهایم رامسدود کرده بود …
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.
بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم …
فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم …!
خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :
-هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم.
-قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .
-هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.
-زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .
-و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.
——-
امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:
رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،
لبخندی به ازای هر اشک ،
دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،
نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،
و اجابتی نزدیک برای هر دعا .
——-
جمله نهایی :
عیب کار اینجاست که :
من ” آنچه هستم ”را با ” آنچه باید باشم ” اشتباه میکنم ،
خیال میکنم آنچه باید باشم هستم،در حالیکه آنچه هستم نباید باشم…!
دوشنبه 10 بهمن 1390 ساعت 07:14 ق.ظ
0
لایک
نظرات
0
+ ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت
Gravatar.com
ثبت نام کنید. (
راهنما
)
نام
ایمیل
آدرس وبسایت
مشخصات مرا به خاطر بسپار
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
ارسال نظر