دروغ باورنکردنی:
درجمعی ازشخصی که صدای حیوانات راتقلیدمیکرد صحبت می کردند.
یکی گفت:اینکه چیزی نیست.من دوستی دارم که درتقلیدبی نهایت استاداست واگرنصف شب صدای خروس رادربیاورد خورشیدطلوع میکنه.
خاطره:
زن خطاب به همسر:یادت می یاداولین باری که ازم تقاضای ازدواج کردی.خواستگاریتوردکردم؟
شوهرگفت:من تموم عمراون خاطره ی خوش رافراموش نمی کنم.
ریش درد:
مردی به طبیب خودگفت:اقای دکتر.ریشم درد می کند .
دکتربرسید:غذاچه خوردی؟
بیمارگفت:نان ویخ
دکترگفت:خاک برسرت که نهغذاخوردنت به ادمهارفته ونه دردت.
کشیدن دندان:
بیمار:اقای دکتراین دندانی نیست که می خواهم بکشم.
دکتر:صبرداشته باش جانم.کم کم به ان هم می رسیم.
ترس:
قاضی:راستی موقع سرقت ساعت طلای این خانم. هیچ نترسیدی؟
سارق:چراجناب قاضی.ترسیدم نکنه ساعتش طلانباشه.