-
اس ام اس خنده دار و طنز عید نوروز ۹۱
شنبه 27 اسفند 1390 11:44
اس ام اس خنده دار و طنز عید نوروز ۹۱ میدونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنیدن این جمله کلیشه ای بهم می خوره. پس سال نو مبارک! =============== ضمن تبریک سال جدید باید خدمت شما عرض کنم که بنده امسال قصد ازدواج ندارم ، لطفا سبزه ها را به نیت یکی دیگه گره بزنید ! بقیه پیامک های خنده دار و طنز سال نو در ادامه * * * * * *...
-
روش ابتکاری برای از زیر کار در رفتن !! ( تصویری)
شنبه 27 اسفند 1390 11:43
روش ابتکاری برای از زیر کار در رفتن !! ( تصویری)
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 اسفند 1390 11:41
سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی
-
دفتر عشق
شنبه 27 اسفند 1390 11:26
دفتر عشق که بسته شـد دیـدم منـــــم تــموم شــــــــدم خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــدون به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونیکه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد برای فاتحه...
-
غم زمانه
شنبه 27 اسفند 1390 11:15
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم به طاقتی که ندارم کدام بار کشم نه قوتی که توانم کناره جستن از او نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم چو می توان به صبوری کشید جور عدو چرا صبور نباشم که جور یار کشم نه دست عقل که در آستین صبر برم نه پای صبر که در دامن قرار کشم گلی چو روی تو اگر در چمن بینم کمینه دیده ی سعدیش پیش خار کشم
-
زغم
شنبه 27 اسفند 1390 11:14
غروب است و هنگام خرداد ماه ز گرمای خورشید خشکد گیاه بیا تا غم دهر کمتر خوریم که ناگاه زین رهگذر بگذریم جهان ارزش غم ندارد بدان مگر چند روز است این عمرمان خوشا یاد یاران دیروز ما بدیشان بدی بخت پیروز ما
-
میدونید قضیه چماق و هویج چیه
شنبه 27 اسفند 1390 11:13
میدونید قضیه چماق و هویج چیه؟ در ادبیات انگلیسی هنگامی که شخص ، نهاد و یا حکومتی از تشویق های ناچیز و یا تنبیه های بزرگ برای پیشبرد مقاصدش استفاده می کند اصطلاحاً می گویند از سیاست چماق یا هویج استفاده کرده است که به انگلیسی carrot or stick گفته می شود. امیدوارم همیشه هویج نصیبتان شود.
-
حرف مفت
شنبه 27 اسفند 1390 11:13
حرف مفت: میدونید اصطلاح حرف مفت از کجا آمده؟ وقتی برای اولین بار تلفن به ایران اومد چون مردم بلد نبودند از اون استفاده کنند بنابراین چند دستگاه تلفن رایگان در تهران گذاشتند تا مردم باهم صحبت کنند و یاد بگیرند چطور از تلفن استفاده کنند. بعد از یه مدت بعضی افراد بیکار بدون آن که کارخاصی داشته باشند ساعت ها از طریق تلفن...
-
آه ازدست خانم ها
شنبه 27 اسفند 1390 11:11
آه از دست خانم ها اگه نگیم دوستت دارم. میگن پای کسه دیگری وسطه.اگه زیاد بهشون زنگ بزنیم .میگن تو به من اعتماد نداری. اگه زنگ نزنیم .میگن انگار سرت خیلی شلوغه.اگه تو خونه زیاد بخندیم.میگن وا دیونه شدی.اگه کم بخندیم. میگن بخت النحس. اگه شام بخواهیم . میگن فقط فکر شکمه اش . اگه شام نخواهیم. میگن ذلیل مرده شام با کی...
-
شعرعاشقانه واسه اونایی که عاشقن
شنبه 27 اسفند 1390 11:09
امشب در خلوت تنهایی ام آهسته بی تو گریستم کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند… تا بدانی که بی تو چه میکشم کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو رودی از اشک به راه انداخته ام…. و کاش پرنده ی سوخته بال عاشق از جانب من به تو این پیغام را می رساند که: امید و آرزوهایم بی تو آهسته آهسته در حال فرو ریختن است *****...
-
صدا کن مرا
شنبه 27 اسفند 1390 11:08
صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی ست که در انتهای صمیمیت حزن می روید در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است وتنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد وخاصیت عشق این است کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم آن وقت میان دو...
-
من به سیبی خشنودم
شنبه 27 اسفند 1390 11:07
من به سیبی خشنودم و به بوییدن یک بوته بابونه من به یک اینه یک بستگی پک قناعت دارم من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف می کند من صدای پر بلدرچین را می شناسم رنگ های شکم هوبره را اثر پای بز کوهی را خوب می دانم ریواس کجا می روید سار کی می اید کبک کی می خواند باز کی می میرد ماه در خواب بیابان...
-
شعرزیباازسهراب سپهری
شنبه 27 اسفند 1390 11:06
که زیبا بنده ام را دوست میدارم تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟ تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن که من...
-
قدر این خاطره را ، دریابیم
شنبه 27 اسفند 1390 11:04
قدر این خاطره را ، دریابیم شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا لب پاشویه نشست پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد شعر زیبایی خواند و مرا برد، به آرامش زیبای یقین با خودم می گفتم : زندگی، راز بزرگی است که...
-
غزل
شنبه 27 اسفند 1390 11:01
باران، کنار شیشه دو گلدان آهنی تصویر مِه گرفته، تو که غرق رفتنی باران، صدای خط خطیِ نامههای من باران، صدای هق هق یک آدمآهنی من در کنار شیشه فقط خواب میروم تا واقعاً عبور کنی از شب زنی... تا دستهای مضطربت را یواشکی از دستهای یخزدهی من جدا کُنی دارد صدای آخر این شعر میرسد تو آخرین تصوّر ... تو... خستهی منی...