ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
مردی که همسرش بچه دار نمیشد خدمت امام هادی ع رسید
تا برای حلّ این گرفتاری از ایشان یاری جوید.
امام هادی(ع) درد دل او را شنید،مهربانانه تبسمی کرد و فرمود:
"انگشتری تهیه کن که نگینش فیروزه باشد و روی آن بنویس:
{ربِّ لا تَذرنی فردا و انتَ خیرُ الوارثین}1(وهمیشه دستت کن.)"
مرد نیز همان طور که امام فرموده بود انگشتری تهیه کرد
و روی نگین فیروزه اش عبارت "ربّ..." را حک نمود.
چند ماه بعد خداوند به او و همسرش پسری عنایت فرمود
و آرزوی دیرینه ی آنان را برآورده ساخت